تبليغاتX
وفا دات کام
آن روز ها که با هم لی لی بازی می کردیم .... نه من بزرگ شده بودم  و نه یاسی خارج از کشور بود... آن روز ها که دست در دست هم بازی عمو زنجیر باف را با تار و پود وجودمان حس می کردیم و هیاهوی کودکیمان دنیا را به لبخند وا می داشت هنوز مینا فرزندی نداشت ... آن روز ها که نان و پنیر به مدرسه می بردیم و غرق در هیاهوی بچه ها بیاین بازی  ...فرار کنین ناظم اومد.... اخ جون زنگ تفریح... درس نخوندی بی خیال تا زنگ چیزی نمونده.. استرسهای حضور معلم سخت گیر در کلاس ... سختیهای صبح زود در هوای برفی رفتن به مدرسه ... هنوز نه من پولی داشتم و نه فریبا داشت با هیبت یک معلم بد اخلاق در امتداد کلاس قدم می زد... آن روزها که در راه مدرسه از بقالی نزدیک مدرسه ابنبات چوبی می خریدیم و تا خانه می خوردیم ... نه من صاحب حسابهای پس انداز خارج از کشور بودم و نه نسرین فقط به دنبال پسر شلوغش می دوید... یادش به خیر ... آن روزها نه من با ارباب رجوع سرو کله می زدم و نه سارا به امید رفتن به فضا تبعه امریکا شده بود ... نه من ویلا داشتم و نه آیلار یک گربه را برای فرار از وحشت حضور شوهرش رفیق تنهایش کرده بود... آن روزها یادش به خیر نه من اینقدر بزرگ شده بودم و نه دوستانم اینقدر از من دور بودند...
+ نوشته شده در  ساعت   توسط زینب قره پور  | 

زینب همان ناشاعر است .... چایی دم می کند و با خدا می خورد ...بعضی وقتها به خدا دروغ می گوید... گاه با خدا دعوا می کند...  و هر شب مانند یک مخبر تمام کارهایی را که در روز انجام داده به اطلاع خدا می رساند... دوستان زینب رفتارهای عجیبش را دیگر عادی می دانند ... . زینب می گوید رمضان ماه خداست پس او هم روزه می گیرد .... زینب هر روز از دفتر شعرش برای خدا غزل می خواند و از کتاب خدا برای گلدانها و درخت گیلاس حیاتشان قران می خواند او معتقد است قران را اگر فارسی بخوانی بهتر است و حرف هیچ کس را در مورد این که قران را باید با رعایت کامل قواعد و به زبان عربی خواند قبول ندارد .... زینب می گوید چه معنی دارد آدم قران را با بهترین صوت بخواند در حالی که معنی آن را نمی داند او می گوید درخت حیاط ما آنقدر عادت کرد پا بند خاک شود که آخرش به مدرسه نرفت و بی سواد ماند و حالا من باید هی برایش کتاب بخوانم و نامه هایی را که نسیم برایش از درختان همسایه می آورد بخوانم و شعر های عاشقانه گنجشکها را برایش ترجمه کنم ....
زینب این روزها به درختها و گلها هم بعد از افطار آب می دهد و می گوید : قبول باشه ... خدا جون روزه ی تو هم قبول باشه.
براش دعا کنید لطفا.....

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زینب قره پور  | 
سوال اول:
شما به طرف خانه كسي كه دوست داريد مي رويد.
دو راه براي رسيدن به انجا وجود دارد:
ـ يكي كوتاه و مستقيم است كه شما را سريع به مقصد مي رساند ولي خيلي ساده و خسته كننده است
ـ اما راه دوم به طور قابل ملاحظه اي طولاني تر است ولي پر از مناظر زيبا و جالب است.
حال شما كدام راه را براي رسيدن به خانه محبوبتان انتخاب مي كنيد؟راه كوتاه يا بلند؟
سوال دوم:
در راه دو بوته گل رز مي بينيد .يكي پر از رزهاي قرمز و ديگري پر از رزهاي سفيد.شما تصميم مي گيريد 20 شاخه از رزها را براي او بچينيد.
چند تا را سفيد و چند تا را قرمز انتخاب مي كنيد
(شما مي توانيد يا همه را يا از تركيب دو رنگ انتخاب كنيد)
سوال سوم:
با لاخره شما به خانه او مي رسيد .
يكي از افراد خانواده در را بر روي شما باز مي كند.
شما مي توانيد از انها بخواهيد كه دوستتان را صدا بزند.
يا اينكه خودتان او را خبر كنيد.
حالا چكار مي كنيد؟
سوال چهارم:
شما وارد منزل شده به اتاق او مي رويد ولي كسي انجا نيست.پس تصميم مي گيريد رزها را همان جا بگذاريد.
ترجيح مي دهيد انها را لب پنجره بگذاريد يا روي تخت؟
سوال پنجم:
شب مي شود شما و او هر كدام در اتاقهاي جداگانه اي مي خوابيد.صبح زماني كه بيدار شديد به اتاق او مي رويد:به نظر شما وقتي كه انجا مي رويد او خواب است يا بيدار؟
سوال اخر: وقت برگشتن به خانه است ايا راه كوتاه و ساده را انتخاب مي كنيد؟
يا ترجيح مي دهيد از راه طولاني و جالب تر بويد؟
…………………………….
جواب ها
جواب سوال اول:
جاده نشان دهنده عشق است اگر راه كوتاه را انتخاب كرده ايد.زود و اسان عاشق مي شويد.
ولي اگر راه طولاني را انتخاب كردهايد به اساني عاشق نمي شويد.
جواب سوال دوم:
تعدا رزهاي قمز نشان دهنده ان است كه در يك رابطه چقدر از خودتان مايه مي گذاريدو تعداد رزهاي سفيد برعكس نشان مي دهد كه شما چقدر در ان رابطه از طرف مقابلتان انتظار محبت داريد.به طور مثال اگر 18 رز قرمز و 2 عدد رز سفيد انتخاب كرده ايد به معناست كه شما 90? محبت مي كنيد و 10? انتظار محبت از طرف مقابل داريد.
جواب سوال سوم:
سوال سوم نشان دهنده طرز برخورد شما بامشكلات در يك رابطه است.اگر شما از اعضاي خانواده درخواست كرده ايد كه محبوبتان را صدا بزند به اين معناست كه شما از مواجه شدن با مشكلات مي ترسيد و اميدوار هستيد كه مشكلات به خودي خود حل شوند.ولي اگر خودتان به اتاق رفته ايد كه او را از حظور خود مطلع كنيد اين نشان مي دهد كه شما با مشكلات روبرو مي شويد و دوست داريد انها را هر چه زودتر حل كنيد.
جواب سوال چهارم:
محل قرار دادن رزها نشان دهنده اشتياق شما براي ديدن محبوبتان است. اگر انها را بر روي تخت ميگذاريد نشان مي دهد كه دوست داريد او را زياد ببينيد.و اگر انها را لب پنجره قرار مي دهيد يعني اگر او را زياد هم نبينيد تحمل مي كنيد.
جواب سوال پنجم:
سوال پنجم نشان دهنده تفكر و طرز فكر شما در كاراكتور و شخصيت فرد محبوبتان است.اگر شما او را در حالي كه خوابيده است در اتاق مي بينيد.اين به اين معني است كه شما او را همانطور كه است دوست داريد.و اگر او را بيدار ديده ايد يعني انتظار داريد او مطابق ميل شما بشود.
جواب سوال اخر:
راه بازگشت به خانه نشان دهنده دوام عشق شماست.اگر راه كوتاه را انتخاب كرده ايد مدت عاشق بودن و دوست داشتن شما كوتاه است و اگر راه بلند را انتخاب كرده ايد مدت زيادي در عشق خود پايدار خواهيد بود
+ نوشته شده در  ساعت   توسط زینب قره پور  | 
سلام

می دانم دوستان از من خواهند پرسید شاعر ترعه چرا دوست روزهای تنهایش را رها کرده و

در نهایت بیوفایی به وفا دات کام پناه آورد ....

اشتباه فکر نکنید در مورد این شاعر مرثیه خوان.... که آنان که مرا می شناختند بی شک پی

به این موضوع خواهند برد که ترعه بی نام نویسنده گم نام "یکی مثل تو "راحت تر است...

ترعه هم دوست داشت تنها باشد پس دامانش را از هیاهوی غریب شعرهای عاشقانه ام  کنار

 کشید و رفت تا به آرامش ابدی برسد .. من هم .... خوب من همیشه تسلیمم .. تسلیم

سادگی .. تسلیم دوستی ... تسلیم وفا... خواستم ترعه را به حال خودش رها کنم  ..... و به

آغوش وفا پناه آوردم ... همین......

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زینب قره پور  |