تبليغاتX
وفا دات کام - تقدیم به تو که خوبی ...

من آن پیر زن خمیده پشتم

که هنوز ...

هر شب جمعه راهی دراز می آید ...

تا فانوسی بر کند دخیل های فراموش شده را

تو آن امامزاده ی مغروری ...

که یک هفته انتظار را

پایان نمی دهی به اجابتی ...

 

تقدیم به تو که آنقدر دوستت دارم که گاهی از خدا می پرسم: چرا ما هیچ نسبتی با هم نداریم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زینب قره پور  |